چه شده همه با مدال سعید علی‌حسینی یاد شما افتادند آقای رضازاده؟

ورزش ایران

 

 سعید علی‌حسینی با مدالش بغض یک ملت را ترکاند و بالاخره انگار حق رسید به حقدار.

28 lexusOnthePark

 

فرهاد عشوندی؛ سال ها بود نام سعید علی حسینی بغضی شده بود در گلوی ورزش ایران. از همان مسابقات قهرمانی جهان در کره جنوبی که یکباره چند ساعت به مسابقه گفقتند سعید دستش را بگیرد و روی صحنه نرود تا بعدش که اعلام شد او دوپینگ کرده و تا ابد محروم شده است ، این بچه شده بود بغضی در گلوی ورزش ایران . اشک هایش ، خون گریه های خودش و پدرش. اعترافات تلخش درباره اینکه در حقش جفا شده ، اینکه مربیان تیم ملی اگر اشتباهی هم بوده ، مرتکبش شده اند ، همه و همه روی دل ورزش ایران تل انبار شده بود.
اصلا ماجرای سعید بود که حسین رضازاده را با چالشی بزرگ روبرو کرد. دو همشهری باید پشت هم را می گرفتند اما هیچ مشخص نشد چرا کسی که قهرمان و قوی ترین مرد جهان بود ، با کدام رفتارش شد دقیقا آدم بده قصه . حسین که چند سال قبل از این هم در ماجرای دوپینگ دسته جمعی هم تیمی هایش با رفتاری که انجام داد و تنها کسی بود که از آن رسوایی جان سالم به در برد و بعد علیه باقی تیم مصاحبه کرد و گفت باید خودشان مراقب سلامتی شان می ماندند، در ماجرای سعید دیگر آن قدر خوش شانس نبود.
اصلا از قبل آن رقابت این تب که پای رکورد در میان است ، بدجوری داغ شده بود. بعد هم که ناگهان گرگ پیر ، تاماش آیان در معامله ای علنی با کره ای های میزبان ، حق این جوان را داد به کشور رقیب و خواست برای همیشه و تا ابد بسوزاندش ، حسین و فدراسیونش نتوانستند طوری رفتار کنند تا مردم به این باور برسند حسین همه تلاشش را برای حل مشکل بچه محلش انجام داده است.
او که این قدر با تاماش آیان مجارستانی پیر رفاقت داشت که برایش از فدراسیون جهانی نامه بزنند و توصیه کنند رئیس ایده آل ما برای فدراسیون ایران ، کسی نیست غیر از حسین رضازاده ، در تقابل با ماجرای حسین اما هیچ وقت نتوانست طوری رفتار کند که قهرمان اول ورز ایران در سال های 2000 تا 2007 ، آن چهره محبوب همیشگی بماند.
سعید شده بود قربانی و حسین متهم قصه . او متهم بود که تمام توانش را برای حل این مشکل به خرج نداده است. حالا بگذریم برای همه ناگفته هایی که پدر سعید این قدر گفت شان تا دیگر شدند خاطره و هر بار در تمام آن گفته ها حسین را در این ماجرا صاحب سهم تقصیر هم می دانست. با این وجود حسین هیچ نقشی را نمی پذیرفت و باور داشت کاری نمی توانسته بیش از این بکند.
حالا دیگر سال ها از آن اتفاق گذشته. به لطف تغییر قوانین ، سعید بعد 8 سال و در یک بازه 3 ماهه توانست بیاید و خودش را برای مسابقات جهانی آماده کند و توانست مرد شماره دوی جهان در سنگین وزن شود.
به راستی چه اتفاقی افتاده که این مدال این قدر برای ورزش ایران شیرین شده است؟ چرا همه با این اتفاق باز یاد حسین افتاده اند و باز این قدر از او دلخورند؟ حسین کاش کمی به این واقعیت فکر کند که در طی آن اتفاق چه رخ داده که افکار عمومی از ان قهرمان محبوب شان این قدر دلخوری دارند و هنوز هم مدال سعید برای شان شیرین شده و حسین باز این قدر در کف محبوبیت قرار گرفته است و همه برای او کری می خوانند!

 

 

با عضویت در خبرنامه دنیای ورزش از برگزیده خبرها و رویدادها ی مهم با خبر شوید